فرهیختگان: پهلوی عیاش است و به ساحل و کاباره میرود
روزنامه فرهیختگان وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی در شماره امروز خود با اشاره به مصاحبه اخیر رضا پهلوی با فاکسنیوز درباره ماجرای حمله به زیرساختهای ایران مطلبی منتشر کرده که برترینها بخشهایی از آن را بازنشر میکند:

تذبذب پهلوی فراتر از ریشههای ژنتیکی که از پدر مخلوع به او ارث رسیده و ماحصل تربیت در فضای درباری و وابستگی به قدرتهای بزرگ به جای اتکای به خود است، به سوابق و تواناییهای او در عرصه سیاسی هم برمیگردد که هر دو نزدیک به صفر است. رضا پهلوی با آنکه قرار بوده شاه ایران شود و انقلاب اسلامی 57 او را از این موقعیت محروم کرده، تا همین چند سال پیش فعالیت چندانی در جمع اپوزیسیون نداشت و اوقات او بیشتر در عیاشی با زنانی بدتر از خود و خوشگذرانی در این ساحل و آن کاباره میگذشت. شاید بیراه نباشد که بگوییم برای مبارزه با جمهوری اسلامی او باید بیش از هر کس دیگری انگیزه میداشت و فعالیت میکرد؛ اما عافیتطلبی و ناتوانی سیاسی و فکری، راهی برای فعالیت جدی سیاسی او نمیگذاشت.
از سویی دیگر، او اگر نخواهد که برای تحقق توهمات سیاسیاش به بیگانه تکیه کند، چه کند؟ توانایی و تجربهای که ندارد و تنها مسیر انجام یک انقلاب براندازانه هم تکیه بر سرمایه اجتماعی است که آن را هم ندارد؛ لذا علاوه بر مشی شخصی او در وابستگی به بیگانه، عملاً چارهای هم جز وابستگی ندارد! او 18 سال آغازین عمرش را در دربار شاهانه پدرش زیست کرده و در فضای دربار پهلوی هم همانقدر که اندیشه و فکر و آموختن تعطیل بود، وابستگی ریشه داشت. اویی که رضاخان نامیده میشد، با دستور دولت بیگانه آمد و با دستور دولت بیگانه رفت، محمدرضا که دیگر تکلیفش معلوم بود؛ با تبعید دستوری پدرش، بر تخت شاهی نشست و همه سالهای شاهیاش برای ایرانیان خود را شاه مینامید، برای بیگانگان اما ابزار چپاول ایران بود و اختیاری از خود نداشت. رضا پهلوی هم از نسل همان پدر و پدربزرگ است و همانگونه آموخته که اولاً بیگانهپرستی و گدایی سیاسی از دشمن ایران را ننگ نداند، ثانیاً کاستیهای خود در حوزههای مختلف سیاسی، فکری، قدرت اجتماعی و مردمی و... را با وابستگی به بیگانه حل کند. استقلال در دربار ویرانشده پهلوی هیچگاه ارزش نبوده است.